سنگی که تو مشتمه،
داره پیشونی پاسبونا رُ
شیشه های بانکا رُ
کلاه خود سربازا رو تانکا رُ خواب می بینه!

 

سنگی که تو مشتمه،
سپر پلیس ضد شورشُ
تلق روی چشماشُ
شوفرای ماشینای آب پاشُ خواب می بینه!

سنگی تو مشتمه خواب یه شورش می بینه!
خواب رو به رو شدن با صدتا ارتش می بینه!

 سنگی که تو مشتمه،
داره انگشتای روی ماشه رُ
گازای اشک آورُ
باطومای برقی شکسته رُ خواب می بینه!

 سنگی که تو مشتمه،
آینه کاریای کاخ ظالمُ
عینک دیکتاتورُ
درای بسته ی زندون پرُ خواب می بینه!

سنگی که تو مشتمه خواب رهایی می بینه!
خواب روزای قشنگ هم صدایی می بینه!*

 *یغما گلرویی

 

امروز همراه خیلی از جنبش سبزی ها پشت درهای بسته دانشگاه تهران ماندیم .در زیر آفتاب سوزان. در هوای داغ بی سابقه تهران. بارها تاکید کردند که اتصال ندارید.نمازتان درست نیست اما درها را باز نکردند.با گاز اشک آور و باطوم پذیرایی شدیم.حرمت نماز جمعه را هم نگه نداشتند!

مرتبط با امروز:
-موسوی در نمازجمعه(آق بهمن)
-دستگیری شادی صدر
-هاشمی رفسنجانی و سیاست حکمت(ملکوت)
-نمازجمعه ای که رفتیم(تلخ مثل عسل)