|
چه رازیست
امشب برای بار دوم فیلم"شب های روشن" رو گرفتم.بار اول دوستی ازم قرض گرفت و یادش رفت امانت بوده.
. دلتنگی بسیار زیاد برای دوست بامعرفتم و بغضی فروخورده در همراهی بادوست آزاده ام در یک جمعه برگ ریز!
۱۰ روز است که فاطمه ستوده و علی پیرحسینلو دربندند. آدم حسرت می خورد چرا باید دو جوان نخبه، فعال، مومن ، موفق و اهل قلم بدون هیچ جرمی در زندانی نامشخص گرفتار باشند؟! بله،هنوز وضعیت شان مشخص نیست.در این مدت تماس خیلی کوتاهی با خانواده هایشان داشتند.فاطمه وضعیت جسمانی نامساعدی داشته و زیرسرم رفته. دردآور است.خشمگین می شوم. ولی می دانم و یقین دارم که با سربلندی و با افتخار از این آزمایش سخت بیرون خواهند آمد.برای همه آزادی خواهان دربند دعا کنیم. از دوستداران حق ، آزادی و عدالت و همراهان همیشه سبز می خواهم که ساکت ننشینند و اعتراض خود به دستگیری ها را بازتاب دهند!
مهر، مهر عزیزوبزرگ بدون حضورت برایم بی معناست. خوابت را که می بینم بی قرار می شوم گنگیشک.(دلم می خواد اس ام اس بزنم و حتی در جوابش حرف بد بزنی.باورت نمی شود که چقدر دلم مچاله شده). گنگیشکان عاشق! چه روزی منتظر آمدنتان باشیم؟!
چکه یک ریز باران می بارد. پ.ن. دوستان وبلاگ نویسی که مایلند اسم وبلاگ خود را در لیست امضاکنندگان برای آزادی الپر و همسرش ثبت کنند میتوانند در اینجا امضا و نام وبلاگ خود را بگذارند. *کیکاووس یاکیده
فاطمه جان نگرانم.همه نگرانند.سارا، مرجان، آیدا.تاب گریه های مامان را ندارم.جز دعا چه کاری از دست من بر می آید، تو بگو ؟!
سنگی که تو مشتمه، سنگی که تو مشتمه، سنگی تو مشتمه خواب یه شورش می بینه! سنگی که تو مشتمه، سنگی که تو مشتمه، سنگی که تو مشتمه خواب رهایی می بینه! *یغما گلرویی امروز همراه خیلی از جنبش سبزی ها پشت درهای بسته دانشگاه تهران ماندیم .در زیر آفتاب سوزان. در هوای داغ بی سابقه تهران. بارها تاکید کردند که اتصال ندارید.نمازتان درست نیست اما درها را باز نکردند.با گاز اشک آور و باطوم پذیرایی شدیم.حرمت نماز جمعه را هم نگه نداشتند! مرتبط با امروز:
این را از دیشب می خوام بنویسم. برای تو .برای تو که اینجا را می خوانی .برای تو که در تمام لحظه ها حضور داری.برای تو که منو قبول داری. برای تو که تمام شرایط منو درک می کنی.برای تو که مدتی ست تغییر کردی. برای تو. دیشب گریستم. با "عادت" شادمهر. وقتی دلتنگت میشوم شادمهر مرهمم می شود. چرا پس مفهوم "user busy!" را نمی فهمم؟!
بی ربط باامروز: این متن وبلاگی برام جالب بود: از سوسک می ترسیم .........از له کردن شخصیت دیگران مثل سوسک نمی ترسیم.
چند روزیست میخوام بنویسم.گفتم اگه الان هم ننویسم این بغض لعنتی توی گلویم می ترکد.
این آخرین پست توی سال ۸۷ و اسفند عزیزم هست. سالی پر از شادی و غم. سالی پر از دویدن و درجازدن. سالی پر از توبه و عهد شکستن. امسال رکورد کار پیدانکردن رو به موازات کار کردن داشتم.(فی سبیل ا..).بسیار آموختم و استفاده کردم( الانه که زینب بگه بابا روحیه، بابا اعتماد به نفس!) .شادی ها و خوشی های امسالم خیلی زیاد و دلچسب بود. توی این ۷-۸ روز مونده به عید تونستم بیشتر در کنار مامان و بابا باشم. شاید شکستن پای بابا باعث شد کمی به زحمات این چندین سالشون فکر کنم. امسال به بعضی اهدافم رسیدم هرچند اندک.خدا رو شکر سلامتی هست هنوز .که میشه همه چیز رو تغییر داد و باز از نو شروع کرد. این بار با تجربیاتی ارزشمند با حداقل اشتباه . امیدوارم سال۱۳۸۸ که سال بیستی هست برای همه سال نزدیک شدن بیشتر دلها به یگانه معبودمان باشه همچنین واسه خودم .برای همه سال خوب و پر از سلامتی و تلاش و کارباشه همچنین واسه خودم. .برای همه سالی سرشار از شادی و خوشی باشه همچنین واسه خودم. سالی پر برکت و پر رزق و روزی باشه برای همه همچنین واسه خودم . سالی پر از تغییر و تحول در درونمان داشته باشیم.سالی به دور از کینه و کدورت .کنار سفره هفت سین هنگام تحویل سال من و خانواده ام رو به یاد داشته باشین.پیشاپیش عیدتون مبارک.
فاتح شدم پس به مانند فروغ می گویم زنده باد ۱۰۰۲۲ صادره از بخش ۱۳ ساکن تهران. زنده باد پدر و مادر نازنینم. زنده باد ساعت یک ظهر روزهای هفتم اسفند. من زنده ام ، بله ، مانند زنده رود، که یکروز زنده بود و از تمام آنچه که در انحصار مردم زنده ست ، بهره خواهم برد.
دلم می خواهد بنویسم ولی نمی توانم. شاید سوژه ای که عمومانه باشد ندارم. همه ی حسم شخصی ست. اینکه دوست دارم زنانگی کنم بیش از هر زمان دیگری یه موردش است. نمی دانم چرا احساسمو سانسور می کنم؟ چرا مثل قبل شجاع نیستم؟ فعلا نمی توانم بنویسم.
عجبا! درست ۱۱ روز به روز ۲۳ مونده ویار وبگردی گرفتیم. آخه مگه وقت قحط بود؟! همزمان این قلبمان هم به طپش افتاده . هوس عاشقی کرده لابد.ای بابا! پس نوشت:نگاهی نو
حرف را بايد زد ! درد را بايد گفت ! سخن از مهر من و جور تو نيست . سخن از متلاشي شدن دوستي است ، و عبث بودن پندار سرور آور مهر.* ۱-دفتر های شعرم یادآور خاطره های تلخ وشیرین است. شعرهایی از فریدون مشیری-شفیعی کدکنی- قیصرامین پور- ابتهاج و... .امروز انگارسالروز تولد حمید مصدق است.این دلیلی شد بر گشت وگذار در دفاتر قدیم. ۲-راستی امروز رو هم به یاد بسپارم.بوفالو و شانزلیزه با سارا و فاطمه و لیلا. بچه ها هنوز همان شیطنت ها رو دارند... *از منظومه: آبي، خاكستري، سياه- حمید مصدق
دیروز چه قشنگ حال تک تک افراد دوست داشتنی زندگی ام رو پرسیدی .کیفور شدم. فقط حال دلم ماند.. راستی حال دل شما چطوره؟!
دلم یه پیاده روی طولانی می خواد توی هوای آفتابی نه چندان گرم این روزا! پی نوشت: کودک درونم امروز هر جا دلش خواست منو برد. ولیعصر- فلسطین- ایتالیا- طالقانی (سه بار) -سینما عصرجدید- دانشگاه- شانزده آذر- انقلاب. حسابی بهم چسبید.
این بار اومدم که دیگه سر عهدم باهات بمونم. اومدم که دیگه جزو یکی از اون بهترین بنده هات بشم. آره می دونم با خودت می گی چندبار این حرفارو بهم زدی؟! بذار یه مرور کنم ...آهان یه بارش وقتی بود که فیلم "شب های روشن" رو دیدم، بار دیگه اش بعد اون روز! ، یه بار دیگه اون یکی روز! و اون یکی و اون یکی و... اگر روزي رسد دستم به دامانت
نه بسته ام به کس دل دلم گرفته اي دوست *سیمین بهبهانی
بارش برف از صبح بیشتر شده.همینجوری گوله گوله داره میاد.لیوان چای به دست داشتم فکر می کردم چی شده که از صبح جواب اس ام اسمو ندادی؟! اما الان دارم به اراده و قاطعیت آدم ها در تصمیماتشون فکر می کنم. به جمله برادرم که می گفت به هر چی تصمیم می گیرم می رسم فکر می کنم. به حرفای زینب فکر می کنم . به حرفای تو که گفتی هر روز تغییر می کنی فکر می کنم. به اینکه خدا خیلی حمایتم کرده فکر می کنم. این روزا کلا خیلی فکر می کنم.
دلم شور می زند.تا وقتی الف + میم+ سین عزیز خوب نیستند منم ناآرامم.
قاطی کردم باز. حالم تو قوطیه. دلیلشو هم می دونم و نمی دونم. اعتراف می کنم توی این ۵ سال وبلاگ گردی دو تا وبلاگ هستند که عجیب بهمم می ریزند. وبلاگ آلوچه خانوم و همخونه اش - وبلاگ سبکباران سارا معصومی و مهران قاسمی. حسشون می کنم و غرق میشم در نوشته هاشون. الان یک ساعته که درگیرنوشته های فرجام شدم.
صبحها ساعتم رو روی ۵:۵۰ کوک می کنم. ولی چندروزه صبح ها این ساعت از خواب می پرم!چرا؟ قراره اتفاقی بیفته؟!
دوستت می دارم غادة السمان
|
About
Archivesآبان 1388مهر 1388 شهریور 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 Specific
فتو نایت
آپلود عکس
گالری عکس
کد موسیقی لایت
قالب های نایت اسکین
Categories |