|
خدایا چقدر محتاج توام
خیلی خوشحالم. در اولین سال پسرک قبول شد. انگار خبر امشب نوری بود در تاریکی.بعد از این همه وقت ناراحتی و خشم فروریخته در دل. مبارکت باشد نابغه کوچولوی خانجون!
عشق، زیبایی های دلخواه را در معشوق می آفریند و دوست داشتن زیبایی های دلخواه را در "دوست" می بیند و می یابد. روز عجیبی بود. صبح در تکاپو و تلاش و خرید. عصر همراه با غرش آسمان پر از تلاطم درونی و اضطراب. و حالا شبی آرام و پر امید. * دکتر شریعتی
ممنون مرد اخلاق! بی نظیر بود و کوبنده.
ممنون ذوب آهن نایب قهرمان دوست داشتنی. حسابی حالم رو جا آوردی.کیفم کوک شد عصرجمعه ای. (راستی دیدین چه بارانی هم آمد؟! )چقدر بابت گل دوم خوشی کردم.حقتان بود با دویارکمتر.هرچند فولاد هم مستحق بالا رفتن از این مرحله بود ولی خوب حالشونو جا آوردین.مرحبا! با تمام احترامی که برایتان قائلم ولی بدانید و آگاه باشید که قهرمان جام حذفی هم نخواهید بود. قهرمان مشخص است!
چند روزیست میخوام بنویسم.گفتم اگه الان هم ننویسم این بغض لعنتی توی گلویم می ترکد.
نرم نرمك ميرسد اينك بهار
میام می نویسم! پس نوشت: تمام گفتنی هارو خودش اومد تو کامنتدونی گذاشت!
"فاصله گرفتن از ادم هایی که دوستشان داریم بی فایده است. زمان به زودی به ما نشان می دهد که جانشینی برای آنها نیست."* هشت سال گذشت. اتمام دوران دبیرستان رو می گم. باورم نمی شد این گذران روزها رو. به همت نیلو عزیز امروز با شش نفر از دوستان دبیرستان توی سفره خانه باغ صبا دور هم جمع شدیم. با هم غریبه شده بودیم اما همان مهر و محبتی که در دلهامون نسبت بهم داشتیم باعث شد تا نیم ساعت نگذشته یخ بین مان آب شود و باز همان بچه های شیطون و شردبیرستان شدیم. نیلو دفتر خاطراتشو اورده بود که پر بود از کاغذ ها و یادگاریهای قدیم.کلی مرور خاطرات کردیم – از علی بخشی تا خانم شمس تا خانم رجبعلی تا کلاسهای آز فیزیک و شیمی- با بیان هر کدوم از خاطره ها هم صدای جیغ و فریادمون بلند میشد و همه آدمهای دوروبرمون مشغول تماشای ما میشدن. عالی بود. آیسان عزیزم که عینکشو شوهر داده بود،خودش تازه نامزد شده بود و همون معصومیت و شیطنت خاصش رو داشت. فرزانه گلم به فکر کنکور دکترای فرداش بود ولی دست از شرارت برنداشت. نیلوفر ماهم که تولدش هم بود از بقیه خانوم تر و باوقارتر شده (بیچاره کلی هم تو خرج افتاد). شقایق عزیزم کلی مجلسمون رو گرم کرده بود. مهناز گلم (دخترخاله نیلو) کلی بزرگ شده بود. الناز مهربونم که با انرژی فوق العاده اش هممون رو برای دیدارهای بعدی مشتاق کرد. کلی قرار ومدار برای آینده گذاشتیم. فوق العاده بود. دیدن دوستان قدیمم کلی منو شارژ کرد. *گوته
مرده بُدَم ، زنده شدم، گریه بُدَم ، خنده شدم دولت عشق آمد و من دولت پاینده شدم
چهار سال پیش توی یه روز جمعه برفی سرد ماهیِ ماه متولد شد.چهارسال پیش گفته بودم: این دل نجیب را شکر خدا به واسطه ی ماهیِ ماه ام که توی روزهای خوب و بد در کنارم بود، دوستان و وبلاگ های خوبی رو پیدا کردم.باشد که تا سال بعد هم ظاهر و هم باطن وبلاگم بهتر شود.
اولین بار زینب خراسانی توی سال اول راهنمایی باعث شد به خودم بیایم . چند سال بعدترش فاطمه وارد زندگیم شد و وادارم کرد به گونه ای دیگر به زندگی نگاه کنم و حالا دوباره زینب.این بار زینبی دیگر. در این شش روز برایم خواهری، دوستي و مادري كرد. همه با هم يكجا.چقدر توي اين شش روز خنديديم. دعوا كرديم. قهر كرديم. اشك ريختيم و باز خنديديم. دفاع پروژه ام بود. چتر بودم اين روزها خونه شان و خم به ابرويشان نياوردند.بسيار بزرگوارند مادر و پدر محترمش. خلاصه اين چند روز رفت تو كنج دلم.ممنونم از هر سه شون.
بعد از یک هفته دلگیر ،جمعه خوبی داشتم. رفتیم درکه با زینب، مریم و مطی عزیزم. اول اولش کلی زینب رو معطل کردیم دم مترو .به جای ۷ ،۷.۲۰ رسیدیم.بعد توی اتوبوس هی حرف ارشد رو وسط کشیدم و هی نگران بودم که نمیرسم بخونم تا زینب اومد دلداریم بده گفتم چقدر حرف کنکور می زنی!!! و با هم ریسه رفتیم. کلی توی ماشین مریم مسخره بازی درآورد .خانم جلسه ای شده بود و ما رو ارشاد می کرد که وقار و متانت داشته باشیم. بعدشم که ۱ ساعت شایدم بیشتر راه رفتیم تا به کافه البرز برسیم.چون view خوبي داشت به گفته زينب. منم تا خود كافه غر غر كردم كه گشنمه. بعد از صبحانه جانانه اي كه خورديم( نيمرو مخصوص با ترشي- كره و عسل و چاي) و خيلي مزه داد و البته زيارت تعدادي افراد دوجنسي راهي شديم. ضبط صوتمان* تمام طول مسير كه دقيقا 9 ساعت بود بي وقفه كار كرد و شارژش تمومي نداشت. انواع و اقسام آهنگهاي درخواستي و غير درخواستي ، سنتي و مدرن، زيرخاكي و اسقاطي، جواد يساري ، هندي و تركي .هر چي كه فكرشو كنيد. كلي شيطنت كرديم . به خواسته مطي كمي كوهنوردي كرديم( البته صخره نوردي!) مطي جان تمام طول رفت روي كلمه "بريم" كوك شده بود و موقع برگشت روي كلمه"سردمه"! ولي انصافا مريم كلي زحمت كشيد كه اگر نبود من يكي مطي عزيزم رو همون بالا مي ذاشتم و ميومدم.مطي موقع رفت ساكت و آرام بود ولي امان از برگشت كه يخش آب شده بود و يه ريز حرفيد.زينب مدام سرزنشم ميكرد كه زيادي مهربوني مي كنم (حتي گاهي به ضرر مطي دارم عمل مي كنم به جاي سود و منفعتش!) و خلاصه نهار رو توي پلنگ چال خورديم و كلي من يخ زدم و غش و ضعف كردم ولي كلي بيشتر خوش گذشت. موقع برگشت رسواي عالم و آدم شديم و كلي جووني كرديم. مطي فيلمبردارمون شده بود و ما سه تفنگدار در حال تخليه انرژي بوديم. كلي آنتراك هاي يه دقيقه اي به خودمون داديم و سه بار هم براي چاي و خرما خوردن سكني گزيديم. خلاصه هر چي بگم كم گفتم كه چقدر روز خوب و فراموش نشدني بود. اميدوارم براي مطي هم خاطره شود چنين روزي كه با خاله و رفقايش بود. موقع برگشت هم از گفته هاي يه آدم نامحترم سوء استفاده كرديم (public) , (okay) و سوژه خنده و نشاطمان شد. در آخر از همه عزيران كمال تشكر را دارم. والسلام * ضبط صوت= مريم ملقب به منگول (با كسب اجازه از خودم)
ا- دیروز یه دفعه یاد "مخمل" خونه مادربزرگ افتادم. به نظر شما خیلی بدجنس بود؟! ۲- به سلامتی دندون عقل فک بالام جوونه زده.آش دندونی لازم شدم. ولی نمی دونم چرا قبلا فک پایینم درد می کرد! ۳-زیادی هیجان زده ام به نظر خودم. خیلی کارها رو دوست دارم انجام بدم ولی وقت کم میارم! ۴- دلم تنگه برات فاطمه! ۵- زینب از اینکه نیاز نیست برات خیلی توضیح بدم خوشحالم.خودت می فهمی .درست مثل مامان که یه دفعه میزنه تو خال! ۶- نگرانتم. به فکر خودت باش. کاش اینجا رو بخونی! ۷- عاشق عدد ۷ ام. پس اینجا به خاطر آرامشی که به موقع "خدا "بهم میده ازش تشکر می کنم!
دیشب یه شب استثنایی بود برام.هفدهم آبان هشتاد وهفت.شلوغ بازی در اوردم.مگه آدم چند تا دوست داره که مثل خواهر براش می مونه؟! جشن عروسی فوق العاده ای بود. تبریک مجدد به الپر و ابرآبی.همیشه آبی و عاشق بمانید.
|
About
Archivesآبان 1388مهر 1388 شهریور 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 Specific
فتو نایت
آپلود عکس
گالری عکس
کد موسیقی لایت
قالب های نایت اسکین
Categories |