|
ا- دیروز یه دفعه یاد "مخمل" خونه مادربزرگ افتادم. به نظر شما خیلی بدجنس بود؟! ۲- به سلامتی دندون عقل فک بالام جوونه زده.آش دندونی لازم شدم. ولی نمی دونم چرا قبلا فک پایینم درد می کرد! ۳-زیادی هیجان زده ام به نظر خودم. خیلی کارها رو دوست دارم انجام بدم ولی وقت کم میارم! ۴- دلم تنگه برات فاطمه! ۵- زینب از اینکه نیاز نیست برات خیلی توضیح بدم خوشحالم.خودت می فهمی .درست مثل مامان که یه دفعه میزنه تو خال! ۶- نگرانتم. به فکر خودت باش. کاش اینجا رو بخونی! ۷- عاشق عدد ۷ ام. پس اینجا به خاطر آرامشی که به موقع "خدا "بهم میده ازش تشکر می کنم!
صبحها ساعتم رو روی ۵:۵۰ کوک می کنم. ولی چندروزه صبح ها این ساعت از خواب می پرم!چرا؟ قراره اتفاقی بیفته؟!
دوستت می دارم غادة السمان
دیشب یه شب استثنایی بود برام.هفدهم آبان هشتاد وهفت.شلوغ بازی در اوردم.مگه آدم چند تا دوست داره که مثل خواهر براش می مونه؟! جشن عروسی فوق العاده ای بود. تبریک مجدد به الپر و ابرآبی.همیشه آبی و عاشق بمانید.
چقدر تو روزهای بارونی آهنگ های هایده بهم می چسبه. درست مثل امشب. وقتی زیر شر شر بارون خیس شده بودم ، سوار ماشین که شدم ، راننده صدای ضبط رو زیاد کرد ومن غرق آهنگ و صدا شدم. سرمو به پنجره ماشین که بخار گرفته بود،چسبوندم و یواش تو دلم زمزمه کردم: ای قبله من خاک در خانه تو *اردلان سرفراز
من ، دلم این کنسرت را زیاد می خواهد!
آخه من با این بغضی که تو گلومه چیکار کنم؟ از چی بنویسم؟ از این همه اسناد مناقصه که روی میزمه؟ پل قافلانکوه؟ پل پارک وی؟ نیروگاه سیکل ترکیبی سنندج؟ یا اصلا از کلاسهای ارشد بگم؟ فقط کلاس ثبت نام کردم. کی وقت می کنم این همه درس رو بخونم یعنی؟ وای پروژهه رو دفاع نکردم!
بعد از مدتها امروز صبح سوار مترو شدم. کنار خروجی ایستگاه شهید مفتح یه فروشگاه باز شده که " مترو چاشت" می فروشه. "مترو چاشت " ابتکار جدیدیست از کیترینگ خطوط مسافربری و هتلی سلیم تا مسافران مترو نیز بتوانند از همان تسهیلاتی که چندین هزار مسافر تحت پوشش این مجموعه در پایانه های کشوری از آن بهره مند هستند برخوردار شوند. جالب بود برام . با ۵۰۰ تومان یه بسته و متعلقات اش را میگیرید.عکسشم این پایینه.
دیدی گفتم دیگه باید سرحال باشم!من در حال ذوقیدنم. مگه میتونم این همه خوشحالیمو تو دلم پنهون کنم؟! مگه میشه نگم قند تو دلم آب شد ولی دیدمت و برق شادی رو تو چشات دیدم ؟!هر چند پر از خستگی بودی. مگه امکان داره قربون صدقه ات نرم ، وقتی کارت عروسیتو که یک ساعتیه بهم دادی هی بر می دارم و نگاهش می کنم ؟! وای چقدر خوشحالم. منو به صرف شیرینی و شادی و شام طربتان دعوت کردی! با اون شعر بی نظیر مولانایتان! بوی عطرت پیچیده در من. نازنینم فقط برایتان آرزوی خوشبختی و بادوامی عشقتان را دارم.
از وقتی آبان شروع شده پر از تناقض شدم. صبح ها قبل از اومدن به سرکار موقع گذشتن از کریمخان بغض می کنم و شبها توی خونه آهنگ های خیلی تند می ذارم و خودمو به حرکات موزون می سپارم. ظهرها وقتی کارا بهم فشار میاره بغض صبح می ترکه و میرم یه جایی که کسی اشکامو نبینه. عصرا تمام لباس فروشی های سر راه رو می بینم تا بالاخره یه مدل لباس انتخاب کنم. موقع خواب وقتی کادوی تولدت رو که ۵۰ روزه آماده اش کردم وهنوز ندادم بهت می بینم دوباره فیل ام یاد هندستون می کنه و یاد آبان سالهای پیش می افتم و چقدر خوشحالم که آلان داری عروس میشی. همیشه به یادتم و خواهم بود. ببخش که نتونستم برات خواهری کنم. بسه دیگه ناله . از امروز تا خود روزه عروسی شاد وسرحالم و همراه با تو. بی ربط کاملا: به خاطر بارون این دو روز و زمینای بارون خورده و هوای عقشولانه اش ُ،خداجون مرسی!
|
About
Archivesآبان 1388مهر 1388 شهریور 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 Specific
فتو نایت
آپلود عکس
گالری عکس
کد موسیقی لایت
قالب های نایت اسکین
Categories |