|
من اوضاع و احوالت را می فهمم.خوبه ، خوبه، خوب ! دوست دارم باور کنی. اما امروز روزه شکفتنه توئه . کلی فرق داره با روزهای دیگه! پا گذاشتن تو به این دنیا میدونی یعنی چی؟! اومدی که زندگی کنی، لذت ببری، اومدی که خودی نشون بدی! به همین راحتی جا نزن گلکم! حالا دیگه لبخند بزن !
فال امشب که خوب اومد. الا ای طوطی گویای اسرار مبادا خالیت شکر ز منقار ببینم خودت دیگه چه می کنی!
اولش كه صفحه ورد رو باز كردم ،يادم رفت چي مي خواستم بنويسم! اما نه، مي خواستم بگم كه گم ات كردم ! دستمو بگير، ترسي نداره ! يه باره ديگه بازم دوباره دستمو بگير ، چشم انتظارم! من كه كسي رو جز تو ندارم! بغضم تركيد. تا يه شيريني دهنم گذاشت دوستم زنگ زد و رفتيم به دوران دبيرستان و خاطره هامون زنده شد. احساس كردم داره گشنه ام ميشه و نهارهم كه نداريم ! خلاصه بعد از دو ساعت زحمت و تلاش و كوشش و تحمل مرارت هاي بسيار(گرماي آتيش كم چيزي نيست) غذا هم آماده شد. غروبي الكي بلكي احساس كردم قلبم خوب كار نمي كنه .فكر كنم اشكال از ساعتشه كه كوك نشده.پنج دقيقه يه نفس ميره بعد يهو مي ايسته. اين خانومه هم كه چيزي غير از اين بلد نيست بگه: (شماره مشترك مورد نظر در شبكه موجود نمي باشد .) یه روزي ميشه دوباره دوباره تو رو مي بينم هموني ميشه كه مي خوام مي دوني عاشقترينم!
به غير از دو سه روز اول كه مثل هميشه يكنواخت و كسل كننده بود تمام روز هاي بعد پر از انرژي بودم. روز هاي اول ديد و بازديد هاي ثانيه اي و من اومدم الان عصر تو بيا بود. چهارم: ششم: دوستم كه برام مثل خواهرمه دوران تازه اي رو در زندگيش آغاز كرد. منم خوشحالم. نهم: حالا ديگه با راز زندگيت منو شريك كردي. فداي چشمات اگه چشام بارونيه فداي چشمات اگه گريه ام پنهونيه فداي چشمات اگه هنوز پريشونم به خاطر تو فداي چشمات تلخي لحظه هاي من فداي چشمات لرزيدن صداي من فداي چشمات دوازدهم: اشنايي بيشتر با دو تا دوست . شش هفت ساعت گپ زدن و عكس و فيلم ديدن برام خاطره شد. سيزدهم: اول ارزوي سلامتي تو رو از خدا مي خوام. بارونم كه كلي اومد.خيلي دعات كردم. واي چه سيزده بدر ي بود. از بازي هاي امروز مي گم: واليبال كه 5-6 سال تعطيل شده بود برام. وسطي كه به كل يادم رفته بود . فوتبال و يه بازي كه حتي اسمشو نمي دونم و مال دوران طفوليتمون بود! يه مرغ دارم بازي كردن تو جمع 30-35 نفري . باغ خوبي هم بود البته ميزبان هاي بهتري هم داشت. آش رشته خوردن زير شر شر بارون! غير از اين ها بعد از دو سه روز وبلاگ خوندن واقعا چسبيد. دیدم دیگه معتادش شدم. گره ي سبزه ي من آرزوي سلامتي تو بود.
|
About
Archivesآبان 1388مهر 1388 شهریور 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 Specific
فتو نایت
آپلود عکس
گالری عکس
کد موسیقی لایت
قالب های نایت اسکین
Categories |